LHP , RHP
مسیر دست راست RHP
در مسیر دست راست (درخت زندگی)، فرض بر این است که انسان جزیی از یک کل بزرگتر (خداوند یا آگاهی کیهانی) است که از اصل خود جدا شده است. هدف نهایی این است که این “منِ کوچک” یا ایگو، در نهایت در آن “کل بزرگ” ذوب شود. مانند قطرهای که به دریا میپیوندد؛ قطره دیگر وجود ندارد، اما بخشی از عظمت دریا شده است. اما در مسیر دست چپ (درخت مرگ/کلیپوت)، نگاه کاملاً برعکس است. سالک لوسیفرینی نمیخواهد در هیچ کلی ذوب شود. او میخواهد آگاهی و فردیت خود را آنقدر صیقل دهد و تقویت کند که به یک موجود مستقل و “خداگونه” تبدیل شود. در اینجا قطره نمیخواهد در دریا غرق شود، بلکه میخواهد خودش به اقیانوسی مستقل تبدیل شود که قوانین خودش را دارد.
مسیر دست چپ LHP
در مسیر دست راست (درخت زندگی)، فرض بر این است که انسان جزیی از یک کل بزرگتر (خداوند یا آگاهی کیهانی) است که از اصل خود جدا شده است. هدف نهایی این است که این “منِ کوچک” یا ایگو، در نهایت در آن “کل بزرگ” ذوب شود. مانند قطرهای که به دریا میپیوندد؛ قطره دیگر وجود ندارد، اما بخشی از عظمت دریا شده است. اما در مسیر دست چپ (درخت مرگ/کلیپوت)، نگاه کاملاً برعکس است. سالک لوسیفرینی نمیخواهد در هیچ کلی ذوب شود. او میخواهد آگاهی و فردیت خود را آنقدر صیقل دهد و تقویت کند که به یک موجود مستقل و “خداگونه” تبدیل شود. در اینجا قطره نمیخواهد در دریا غرق شود، بلکه میخواهد خودش به اقیانوسی مستقل تبدیل شود که قوانین خودش را دارد.