چهار جهان کبالایی

. جهان آتزیلوت (Atziluth) – جهان تجلی (Emanation)

این بالاترین و ناب‌ترین جهان است. در این سطح، نور الهی هنوز در وحدت کامل است و جدایی بین آفریدگار و آفریده معنا ندارد.

  • عنصر: آتش
  • نماد در تاروت: آس‌های عصا (Wands)
  • ویژگی: دنیای اراده محض و پتانسیل‌های اولیه. اینجا جایی است که «خواست» الهی شکل می‌گیرد.
  • سطح روانی: روحِ برتر (Chayah).

۲. جهان بریا (Beriah) – جهان خلقت (Creation)

در این مرحله، اولین نشانه‌های تمایز و جدایی ظاهر می‌شود. این جهانِ «عقل کل» و ایده‌های اولیه است.

  • عنصر: آب
  • نماد در تاروت: آس‌های جام (Cups)
  • ویژگی: دنیای تفکر و الگوهای اولیه. در این جهان، فرشتگان مقرب (Archangels) حضور دارند. این سطح به عنوان «کرسی الهی» شناخته می‌شود.
  • سطح روانی: ذهن یا نِشاما (Neshama).

۳. جهان یتزیرا (Yetzirah) – جهان شکل‌گیری (Formation)

در این جهان، ایده‌ها شروع به شکل گرفتن و ساختاربندی می‌کنند. این دنیای احساسات و نیروهای حیاتی است.

  • عنصر: هوا
  • نماد در تاروت: آس‌های شمشیر (Swords)
  • ویژگی: دنیای فرشتگان و نیروهای محرک. در اینجا طرح‌های ذهنی جهان بریا به شکل‌های انرژیایی تبدیل می‌شوند تا برای تجلی مادی آماده شوند.
  • سطح روانی: روان یا روآخ (Ruach).

۴. جهان آسیا (Assiyah) – جهان عمل (Action)

این پایین‌ترین سطح است که شامل جهان مادی ما و قوانین فیزیکی می‌شود.

  • عنصر: خاک
  • نماد در تاروت: آس‌های سکه (Pentacles)
  • ویژگی: دنیای ماده، بدن فیزیکی و تحقق نهایی. اینجا جایی است که تمام انرژی‌های سه جهان بالاتر به واقعیت ملموس تبدیل می‌شوند.
  • سطح روانی: نفس حیوانی یا نِفِش (Nefesh).

مفهوم چهار جهان در عرفان کابالا، چهارچوبی بنیادین برای درک چگونگی صدور نور الهی و تبدیل آن از یک حقیقت واحد و نامتناهی به واقعیت‌های متکثر و مادی است. این جهان‌ها در واقع چهار مرحله از غلظت انرژی هستند که از بالاترین و انتزاعی‌ترین سطح آغاز شده و به متراکم‌ترین شکل ماده ختم می‌شوند. نخستین جهان، «آتزیلوت» یا جهان تجلی نام دارد که با عنصر آتش و حرف «یود» از نام خداوند پیوند خورده است؛ در این مرتبه، نور الهی در خالص‌ترین شکل خود قرار دارد و هیچ جدایی یا فردیتی در آن معنا ندارد، چرا که اینجا قلمرو اراده محض و کانون اصلی آگاهی الهی است که بذر تمام آفرینش در آن نهفته است.

با حرکت به سمت لایه‌های پایین‌تر، به جهان «بریا» یا جهان خلقت می‌رسیم که با عنصر آب و نخستین حرف «هه» همسوست. در این سطح، اولین جوانه‌های تمایز پدیدار گشته و ایده‌های اولیه برای آفرینش در قالب عقل کل شکل می‌گیرند؛ این جهان که به عنوان «کرسی الهی» و قلمرو فرشتگان مقرب شناخته می‌شود، همچون نقشه‌ای ذهنی عمل می‌کند که در آن وحدت محض به سمت ساختارمند شدن و ظهور الگوهای اولیه پیش می‌رود. پس از آن، جهان «یتزیرا» یا جهان شکل‌گیری قرار دارد که با عنصر هوا و حرف «واو» شناخته می‌شود. در این مرتبه، انرژی‌ها به سمت بیان احساسی و ساختار یافتن حرکت می‌کنند تا طرح‌های ذهنی جهان بریا را به الگوهای انرژیایی و نیروهای محرک تبدیل کنند؛ این جهان در واقع پل ارتباطی میان اندیشه و عمل است که در آن نیروهای حیاتی برای تجلی نهایی آماده می‌شوند.

در نهایت، پایین‌ترین سطح یعنی جهان «آسیا» یا جهان عمل قرار دارد که با عنصر خاک و آخرین حرف «هه» مرتبط است. این جهان، خانه دنیای فیزیکی، قوانین طبیعت، بدن‌های مادی و تمامی آن چیزی است که ما با حواس پنجگانه خود تجربه می‌کنیم؛ در واقع اینجا مرحله‌ای است که تمام اراده‌ها، نقشه‌ها و ساختارهای سه جهان پیشین به تحقق کامل رسیده و در کالبد ماده متجلی می‌شوند. برای درک بهتر این سیر، می‌توان آن را به فرآیند ساخت یک بنا تشبیه کرد که از میل اولیه معمار (آتزیلوت) آغاز شده، در قالب نقشه‌های مهندسی (بریا) در می‌آید، سپس با فراهم آوردن مصالح و برپایی ستون‌ها (یتزیرا) شکل می‌گیرد و در نهایت به صورت ساختمانی فیزیکی و قابل سکونت (آسیا) بر روی زمین بنا می‌شود.


ارتباط این چهار جهان با نام خداوند

مفهوم چهار جهان در عرفان کابالا، چهارچوبی بنیادین برای درک چگونگی صدور نور الهی و تبدیل آن از یک حقیقت واحد و نامتناهی به واقعیت‌های متکثر و مادی است. این جهان‌ها در واقع چهار مرحله از غلظت انرژی هستند که از بالاترین و انتزاعی‌ترین سطح آغاز شده و به متراکم‌ترین شکل ماده ختم می‌شوند. نخستین جهان، «آتزیلوت» یا جهان تجلی نام دارد که با عنصر آتش و حرف «یود» از نام خداوند پیوند خورده است؛ در این مرتبه، نور الهی در خالص‌ترین شکل خود قرار دارد و هیچ جدایی یا فردیتی در آن معنا ندارد، چرا که اینجا قلمرو اراده محض و کانون اصلی آگاهی الهی است که بذر تمام آفرینش در آن نهفته است.

ارتباط چهار جهان با سطوح روح انسان:

در عرفان کابالا، روح انسان (نِفِش، روآخ، نِشاما، حایا، یحیِدا) به پنج سطح اصلی تقسیم می‌شود که هر یک با یکی از چهار جهان و همچنین با سفیروت‌های (تجلیات الهی) خاصی در درخت زندگی مرتبط است. این سطوح روح نه تنها نشان‌دهنده ابعاد وجودی ما هستند، بلکه مسیری را برای رسیدن به خودآگاهی بالاتر و اتصال به الوهیت ترسیم می‌کنند:

نِفِش (Nefesh) – سطح نفس حیوانی/پایه:

ارتباط با جهان: این سطح با جهان آسیا (Assiyah) یا جهان عمل مرتبط است.

ویژگی: نفش به پایین‌ترین و غریزی‌ترین بخش روح انسان اشاره دارد؛ یعنی غریزه بقا، نیازهای جسمانی، و واکنش‌های اولیه ما. این بخش، انرژی حیاتی بدن فیزیکی ماست و به همین دلیل عمیقاً با جهان مادی و بدن ما گره خورده است. نفش مسئول حرکت، احساسات ابتدایی و ارتباط ما با دنیای مادی است.

در مسیر رشد معنوی، نِفِش به عنوان بستری برای «تیکون» (اصلاح) شناخته می‌شود، چرا که پایین‌ترین تمایلات بشری در این سطح ریشه دارند و چالش بزرگ انسان، تربیت و متعالی ساختن این انرژی خام غَریزی است. برخلاف تصور عامه که ممکن است آن را بُعدی منفی بپندارند، نِفِش در واقع ظرفی مقدس است که نور الهی را در دنیای عمل به واقعیت تبدیل می‌کند. هنگامی که یک فرد عملی نیکو یا آیینی فیزیکی را به انجام می‌رساند، این نِفِش است که به عنوان ابزار عمل، آن نیت مُتعالی را در جهان مادی محقق می‌سازد. بنابراین، سلامت و انضباط در این سطح (مانند مراقبت از بدن و کنترل غرایز) پایه و اساس لازم برای صعود به مراتب عالی‌تر آگاهی را فراهم می‌آورد، درست مانند ریشه‌های یک درخت که با نفوذ در خاک تیره، امکان رشد شاخه‌ها به سمت آسمان را فراهم می‌کنند.

آیا مایلید بدانید چگونه می‌توان با تمرین‌های خاص، انرژی نِفِش را پالایش کرد تا راه برای تجلی روآخ (سطح احساسی) باز شود پس با ما همراه باشید

روآخ (Ruach) – سطح روان/ذهن میانی:

ارتباط با جهان: روآخ با جهان یتزیرا (Yetzirah) یا جهان شکل‌گیری در ارتباط است.

ویژگی: روآخ به بعد احساسی و ذهنی روح اشاره دارد. این سطح شامل احساسات، شخصیت، عواطف و توانایی‌های منطقی و عقلانی ماست. روآخ جایی است که شخصیت فردی ما شکل می‌گیرد و ما می‌توانیم انتخاب‌ها، قضاوت‌ها و درک خود از جهان را توسعه دهیم. این همان «خود»ی است که معمولاً به آن فکر می‌کنیم.

نِشاما (Neshama) – سطح روح/ذهن عالی:

ارتباط با جهان: نِشاما با جهان بریا (Beriah) یا جهان خلقت مرتبط است.

ویژگی: این سطح از روح، به هوش الهی، شهود و درک روحانی ما اشاره دارد. نِشاما جایی است که ما می‌توانیم ارتباط عمیق‌تری با دانش الهی، خرد کیهانی و مفاهیم انتزاعی برقرار کنیم. این سطح مسئول کشف حقیقت، الهام و تجربیات روحانی عمیق‌تر است و ما را به سوی درک الگوهای جهانی هدایت می‌کند.

حایا (Chayah) – سطح زندگی/نیروی حیات:

ارتباط با جهان: حایا با جهان آتزیلوت (Atziluth) یا جهان تجلی در پیوند است.

ویژگی: حایا به نیروی حیاتی خالص و غیرقابل تجزیه‌ای اشاره دارد که منشأ همه وجود است. این سطح بیانگر اراده الهی برای زندگی و هستی است که در وجود ما جاری است. حایا بسیار نزدیک به وحدت مطلق است و شامل آگاهی اولیه و پتانسیل نامحدود ما برای بودن و خلق کردن است.

یحیِدا (Yechidah) – سطح وحدت/جوهر الهی:

ارتباط با جهان: یحیِدا فراتر از چهار جهان است، اما به صورت نمادین با کِتِر (Keter)، بالاترین سفیروت در آتزیلوت، مرتبط است.

ویژگی: یحیِدا ناب‌ترین و یگانه‌ترین بخش روح ماست که تجلی مستقیم عین سوف (نور بی‌کران خداوند) در ما محسوب می‌شود. این سطح بیانگر وحدت مطلق ما با خداوند است؛ جایی که هیچ جدایی وجود ندارد و ما جوهر الهی خود را تجربه می‌کنیم. یحیِدا همان «نقطه خدا» در درون هر فرد است و منشأ تمام سطوح دیگر روح.

خلاصه‌ای از اثرگذاری بر روان‌شناسی فردی: این مدل نشان می‌دهد که انسان موجودی چندلایه است که از غریزه محض تا ارتباط مستقیم با الوهیت را در بر می‌گیرد. درک این سطوح به ما کمک می‌کند تا تجربیات روانی خود را عمیق‌تر تحلیل کنیم:

  • مشکلات جسمانی و نیازهای اولیه در سطح نفش ریشه دارند.
  • تضادهای احساسی، مشکلات شخصیتی و چالش‌های منطقی در سطح روآخ بررسی می‌شوند.
  • کمبود معنا، فقدان بصیرت یا ضعف در درک الگوهای بزرگ‌تر زندگی به سطح نِشاما مربوط می‌شوند.
  • احساس جدایی از منبع هستی یا فقدان نیروی زندگی می‌تواند به عدم اتصال به حایا اشاره داشته باشد.
  • و در نهایت، دستیابی به وحدت و آرامش درونی در سطح یحیِدا محقق می‌شود.

با آگاهی از این ارتباطات، می‌توانیم به ابعاد مختلف وجود خود آگاه‌تر شویم و مسیری برای رشد و کمال روحی خود پیدا کنیم.

به خواندن ادامه دهید

قبلیبعدی